سلیقهٔ او در مورد تخت خواب همیشه مینیمال بوده است. سالها بدون تاقچهٔ پشتسر (هِدبُرد) زندگی کرده بود، بیشتر به این دلیل که آپارتمانهای کوچکش در شهر نیویورک جای چنین چیزی را نداشتند. اعتراف میکرد که با یک پایهٔ فلزی ساده کاملاً راضی بوده؛ پایهای که همیشه روی بلندکنندهها قرار میگرفت تا بتواند تعداد بیشماری چمدان را زیر آن جای دهد . اما وقتی او و نامزدش منهتن را به مقصد حومهٔ شهر ترک کردند، تصمیم گرفتند که وقت آن رسیده روی یک تختخواب سایز کینگ سرمایهگذاری کنند که سالها دوستش داشته باشند. او به دنبال نرمی و لطافت بود؛ یعنی جستجوی خود را محدود به تختهایی با روکش کامل پارچه کرد تا بتواند هنگام تماشای تلویزیون یا مطالعه در شب به راحتی به پشتِ آنها تکیه دهد. در ادامه، او به تصاویر الهامبخشی نگاه انداخت که جستجویش را تغذیه کرده بودند، و نیز تختخوابی را که در نهایت تهیه کرد

او میخواست فضایشان به اندازهٔ فضای فیلمهای نانسی مایرز دنج و گرم باشد، بنابراین طبیعتاً به آرشیو قدیمی برگشت تا به این چیدمان که متعلق به هالی مایرز-شایر، دختر این کارگردان است، مراجعه کند. پارچهٔ خاکستریِ نرم در پسزمینه محو میشد و به مایرز-شایر اجازه میداد با انتخاب ملحفهها و روتختیهایش کمی خلاقیت بیشتری به خرج دهد. خود او نیز به پارچههای طرحدار علاقه داشت، بنابراین تصمیم گرفت که رنگی خنثی مانند آن، حس بیزمانی داشته باشد.

وقتی به تمام اتاقخوابهای آرامشبخشی که دیده بود فکر میکرد، بهسختی میتوانست فضای جنا کاولو در میامی را فراموش کند. تیفانی هاول، طراح دکوراسیون آن فضا، تصور میکرد که موکلش صبحها چای خود را در بالکن بیرون اتاقش بنوشد و به صدای برخورد امواج گوش دهد، اما خود او بهراحتی میتوانست همان کار را از روی آن تخت بسیار کوتاه و راحتیگونه تصور کند. هرچند میدانست که آنقدر فضا ندارند که یک سکوی بزرگ و عریض درست کنند، اما ایدهی تختخوابی با یک برآمدگی کوچک دور تا دور تشک، برای ایجاد حس پیلهگونه، کاملاً به دلش نشسته بود.

وقتی شروع کرد به فکر کردن دربارهٔ این که چه نوع شبحوارهای (سیلوهتی) را انتخاب کند، به این نمونه از خانهٔ جردن فرنی در محلهٔ سوهو برگشت. زاویههای این تختخواب برای او کمی حسِّ اواسط قرن بیستم را داشت و به همین دلیل بسیار کلاسیک و دقیق و مرتب به نظر میرسید. این ترکیب، دستورالعملِ کاملی بود برای آوردن نورپردازی مجسمهوار و میزهای کنار تختی قدیمی به فضا.

در ماه فوریه، او از راهاندازی هیجانانگیزی از سوی برند تیوما باخبر شد: اولین تختخواب کاملاً پارچهپوشِ این برند. بلافاصله، تخت Signature تقریباً تمام معیارهایش را برآورده میکرد: با پارچهای مجللنما پوشیده شده بود (یا کتان ضدلکه یا نمد پشمی ایتالیایی)؛ دور تا دور آن بالشتکهای اضافی داشت تا ظاهری سکویی داشته باشد؛ تاقچهٔ پشتسر با زاویهای ملایم به بیرون زده بود؛ و همچنین پایینتر از سطح زمین قرار داشت. مزیتهای دیگری که تصمیم را نهایی کرد؟ تیوما برای اولین خرید (که مورد او بود) یک دورهٔ آزمایشی ۱۰۰ روزه ارائه میداد و تخت Signature دارای گارانتی مادامالعمر بود.

قبل از آمدن تخت جدید، تمام جعبههای لباسهای فصلگذشته را در بالاترین قفسهٔ کمد چیدند تا جا باز کنند. بعد از آن، او بیشتر با این محصول آشنا شد. تخت Signature مثل بقیهٔ تختهای تیوما با روشهای اتصال ژاپنی ساخته شده و جنس آن از چوب بازیافتی رابرود (هیوا) است. این کار هم به تخت استحکام زیادی میدهد و هم مونتاژ آن را خیلی آسان میکند – مخصوصاً برای کسی که میخواهد خودش تخت را سرهم کند.

او مصمم بود که این تخت برای مدت طولانی با آنها باشد، بنابراین علاوه بر انتخاب سایز کینگ ، پارچهٔ کمی گرانتر (نمد پشمی) را در رنگ جودوسری انتخاب کرد. قیمت پایهٔ این محصول از ۱,۶۹۵ دلار شروع میشد، بنابراین این انتخاب به سرعت مجموع را به ۲,۶۹۵ دلار رساند.



یکی دیگر از ویژگیهای تخت Signature که با مدلهای دیگر این برند مشترک است، این است که برای مونتاژ آن به هیچ وسیلهای نیاز ندارید. کسی که تخت را برایم آورد، همهٔ قطعات را در عرض پنج دقیقه سرهم کرد. این قطعات شامل تاقچهٔ پشتسر، چهار ریل کناری و یک اتصالدهندهٔ وسط هستند. خود شرکت تیوما میگوید که بهطور متوسط هر کسی این تخت را در همین مدت زمان سرهم میکند. زیر تشک هم یک رول لت قرار میگیرد، پس دیگر نیازی به فنر جعبهای (باکس اسپرینگ) نیست.
وقتی تخت کامل شد و تشک را روی آن گذاشتم، اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که تخت خیلی پایینتر از چیزی است که فکر میکردم. اما برای من این نکته یک مزیت بود، چون اتاقخواب نسبتاً کوچکمان را بزرگتر و مجللتر نشان میداد.یک چیز دیگر هم این بود که نمیدانستم جنس پارچهٔ تخت در واقعیت چه حسی دارد. چون از ۷۰ درصد پشم بازیافتی ساخته شده بود، فکر میکردم که سطحش کمی زبر باشد. اما کاملاً اشتباه میکردم؛ فومِ زیر پارچه محکم است و خود پارچه هم مثل یک ژاکت شیک و نرم حس میشود. بالاخره اتاقخوابم واقعاً حسابی و بزرگسالانه شد.






