یکی از مشتریهای کارلی کسلر، زوج جوانی بودند که تازه ازدواج کرده و حدوداً سیسال داشتند. این زوج بهخاطر تغییر شغل، از ایالت تگزاس به شهر کلمبوس در ایالت اوهایو نقل مکان کرده بودند. طبیعی بود که دوستانشان از سایر ایالتها مدام به دیدنشان بیایند و مهمان خانهشان شوند. اما مشکل اینجا بود که تنها جایی که در خانه برای پذیرایی از مهمانها داشتند، اتاق زیرشیروانی بود. این فضا اصلاً آمادهٔ زندگی نبود؛ یک اتاق بزرگ و باز با سقفهای شیروانیِ کج و کفهایی که زیر پا صدا میداد. زوج جوان از کارلی کسلر و شرکت ساختمانی «استون پیلار» خواستند تا این اتاق زیرشیروانی را به جای مناسبی برای زندگی تبدیل کنند. برای این کار، باید با تغییر دادن تیرهای افقی سقف و بالا بردن خرپاها، فضایی شامل یک اتاق خواب، یک سرویسبهداشتی کامل و یک قسمت نشیمن در آن جا میدادند.


کارلی کسلر، طراح داخلی این پروژه، میگوید: «همسر این آقا خیلی اهل لم دادن و استراحت کردن در روزهای یکشنبه است و عاشق تماشای فیلم و سریال و دورهمی با دوستانش است.» فضای اتاق زیرشیروانی قبلاً تیره و تاریک و شبیه به یک غار بود، پس کاملاً مناسب این بود که یک پردهٔ سینمایی غولپیکر در آن نصب کنند. اما چالش اصلی این بود که چطور مبلمان را طوری بچینند که هم برای شبهای فیلمدیدن، هم برای دورهمیهای بزرگ مثل مسابقات سوپربال، بیشترین تعداد مهمان را در خود جای دهد؛ خلاصه هر نوع مهمانی که فکرش را بکنید.

به گفتهٔ کسلر، تنها راهی که برای این فضا وجود داشت، سفارش دادن مبلمان و وسایل بهصورت اختصاصی بود. او میگوید: «وقتی به اتاق زیرشیروانی رفتم و دیدم چقدر فضا باریک و کشیده است، فهمیدم که مبلمان معمولی بههیچوجه در آن جا نمیافتد. به خودم گفتم که باید همهچیز را بلند و کشیده طراحی کنیم.» او در ادامه توضیح میدهد که چطور این فضا را به بهترین جای خانه برای دورهمی و تفریح تبدیل کردهاند.
یکی از کارهای هوشمندانهای که کردند این بود که سیستم تهویهٔ مطبوع (HVAC) را داخل یک کابینت جا دادند تا هم از دید پنهان شود و هم ظاهر فضا مرتب و تمیز باقی بماند.


هدف این بود که یک مبل کاناپهٔ شیک و مدرن طراحی کنند که بهراحتی شش تا هفت نفر در آن جا بگیرند. اما چالش فقط به خود مبل ختم نمیشد؛ طراح باید سیستم تهویه را هم در نظر میگرفت، چون باید دسترسی به آن از گوشهٔ اتاق نشیمن امکانپذیر میماند. راهحل او چه بود؟ یک کابینت در یکی از انتهای مبلهای دیواری کار گذاشت. او توضیح میدهد: «این کابینت یک قفسهٔ جداشدنی دارد، بنابراین اگر به هر دلیلی نیاز به دسترسی به پشت آن داشته باشند، بهراحتی میتوانند این کار را بکنند.»
قدم بعدی: بیرونزدن فضا — یعنی با تغییراتی در سازه، دیوارها را کمی جلو آوردند تا فضای بیشتری برای نشیمن و رفتوآمد ایجاد شود.

کسلر نقشهٔ مبل را طراحی کرد و آن را به نجار سپرد تا تمام قطعه را از چوب بلوط سفید بسازد. دو نکتهٔ کلیدی وجود داشت که به آنها امکان داد تا در این فضای نامناسب و کجوکولهٔ زیرشیروانی به خوبی کار کنند. اول اینکه، کوسنها را حدود شش اینچ (حدود ۱۵ سانتیمتر) از دیوار فاصله دادند تا وقتی کسی از جایش بلند میشود، سهواً سرش به سقف نخورد. دوم، برای اینکه چند شکاف مشخص که در امتداد کفها دیده میشدند را بپوشانند (چون خانه مربوط به اوایل دههٔ ۱۹۰۰ است، بنابراین کفها طبیعیست که کمی کجوکوله هستند)، یک نوار باریک از قالبگیری تزئینی به پایهٔ سازه میخکوب کردند.
راهکار بعدی: هموار کردن گذرگاههای کجوکوله با کمک شیبسازی — یعنی با استفاده از شیبهای ظریف در طراحی، نقاطی که سقف کج است را به شکلی نرم و بیدردسر به فضاهای دیگر متصل کردند تا رفتوآمد راحتتر شود.

وقتی کسلر به کابینت دیواری و مبل کنار هم نگاه میکرد، چیزی برایش درست به نظر نمیرسید. او میگوید: «از نظر من خیلی خشن و زمخت به نظر میرسید، انگار که آخر سر و بهعنوان یک فکر اضافه به فضا اضافه شده باشد.» تا اینکه در صفحهٔ پینترست، یک مبل زاویهدار را دید که توسط طراح دیگری به نام «زوئی فلدمن» طراحی شده بود. همین ایده باعث شد که کسلر تصمیم بگیرد کوسن کناری را بهصورت شیبدار طراحی کند؛ کاری که بلافاصله تمام فضا را نرمتر و دلپذیرتر کرد.
مرحلهٔ بعد: پایبند بودن به یک پارچهٔ واحد — یعنی برای اینکه فضا یکدست و منظم به نظر برسد، تمام روکشها را از یک جنس و رنگ پارچه انتخاب کردند تا هماهنگی کامل در فضا ایجاد شود.

کسلر تمرکز خود را روی لایهبندی رنگهای مختلف سبز (که رنگ موردعلاقهٔ مشتریاش بود) گذاشت و برای روکش مبل، پارچهٔ مخملی «گینزبورو» از برند شوماخر در رنگ مالاکیت (سبز تیره و جواهری) را انتخاب کرد و حتی کوسنها را نیز همرنگ آن گرفت. او میگوید: «انتخاب کوسنهای همرنگ باعث شد که خود مبل بهتنهایی حرف بزند و جلوه کند.» همچنین از این موضوع خیلی خوشش آمد که این رنگ، ترکیب عالی با رنگ دیوارها یعنی «پیجن» (کبوتری) از برند فارو اند بال (رنگی خاکستری-سبز ملایم) ایجاد کرده بود.
راهکار بعدی: نصب چراغهای آویز یا دیواری در جاهایی که جای تابلو یا نقاشی نیست — یعنی در بخشهایی از دیوار که بهخاطر کج بودن سقف یا محدودیت فضا نمیشد تابلو نصب کرد، با نصب چراغهای تزئینی، هم فضا را روشن کردند و هم زیبایی بصری ایجاد کردند.

دیوار اطراف مبل، سطح چندانی برای آویزان کردن تابلو یا آثار هنری نداشت، بنابراین کسلر سراغ چراغهای دیواری مجسمهوار و شیک از برند «لولو اند جورجیا» رفت و سه عدد از آنها را در اطراف مبل نصب کرد. او میگوید: «به چیزی بالای مبل نیاز داشتم تا فضا را زیباتر کند و به نظر من، این چراغهای دیواری خودشان مثل یک اثر هنری عمل میکنند.» حالا با نورپردازی مناسب، پردهٔ سینمایی غولپیکر و همهٔ امکانات، فضا آمادهٔ نمایش فیلم و دورهمیهای خاطرهانگیز شده بود.






