یکی از نشانههای بزرگشدن که کمتر کسی از آن حرف میزند، خجالتکشیدن از اتاق خواب کودکیست. این دقیقاً همان چیزی بود که برای یک پسر ۱۲ سالهٔ ورزشکار در ناتینگهام انگلستان پیش آمد. او آنقدر از اتاقش خجالت میکشید که به پدر و مادرش گفت دیگر دوست ندارد دوستانش به خانهشان بیایند. به همین دلیل، آنها از هانا پمبرتون، طراح داخلی استودیو وندا، دعوت کردند تا اتاق را برایش تغییر دهد. اتاق جدید باید طوری طراحی میشد که سالهای نوجوانی او را پوشش دهد؛ هم جایی برای درس خواندن باشد، هم برای دورهمیها و مهمانیهای شببهصبحی. همچنین باید جای یک تخت دونفره، وسایل ورزشی پدل، کتابها و لباسهایش را هم داشت. به گفتهٔ خانم پمبرتون، بیشتر خانوادهها اولین چیزی که از او میخواهند، فضای نگهداری وسایل است؛ چون همه به انباریِ بیشتر نیاز دارند. با وجود این که اتاق فقط ۱۳۰ فوت مربع (حدود ۱۲ متر مربع) مساحت دارد، خانم پمبرتون از همان ابتدا میدانست که راهحل اصلی، استفاده از کابینتها و قفسههای سفارشی است. به اعتقاد او، در فضای کوچکی مثل این، اگر کار را سفارشی نکنی، تقریباً غیرممکن است که به نتیجهٔ مطلوب برسی. مادهٔ اصلی که انتخاب کرد، تختهسهلاییِ توس بود؛ چون هم حس و حال قدیمی و در عین حال مدرنی دارد، هم بافت چوب را بهخوبی نشان میدهد بدون این که زیاد خودنمایی کند، و علاوه بر آن قابلیت خمشدن و انحنا پیدا کردن را دارد. در نهایت، این طراح نشان داد که چگونه این چوبِ بهنظرش معجزهگر، توانست تمام خواستههای آن پسر جوان را برآورده کند و حتی از آن فراتر برود.
تختخوابی که چهار کار را یکجا انجام میدهد: پمبرتون بهجای استفاده از کمدِ لباسِ جداگانه، یک تختِ سکودار با ارتفاع بیشتر طراحی کرد که در دل خود فضای ذخیرهسازی تعبیه شده داشت. در یک طرف تخت، کشوهایی برای لباسها تعبیه شد، در پایینِ تخت کمدهایی قرار گرفت، و دو قفسهٔ جداگانه هم برای نمایش کتابها و وسایل تزیینی در نظر گرفته شد. او همچنین کنار تخت را طوری برنامهریزی کرد که دو سطح صاف برای گذاشتن چراغخواب و یک لیوان آب وجود داشته باشد تا پسر جوان همه چیز را در دسترس داشته باشد.
یک تخت خواب چهار نفره


و اما مهمانیهای شببهصبحی چطور؟ تخت بهگونهای هوشمندانه طراحی شده که یک تشک اضافه و ملحفههای یدکی درست زیر تختههای تخت جا گرفتهاند و اندازهاش هم دقیقاً بهگونهای است که جلوی کمدِ دیواری بهراحتی پهن شود. پمبرتون با خنده میگوید: «این تشک مدام استفاده میشود و ظاهراً دوستانش اصلاً دلشان نمیخواهد از خانهشان بروند؛ همین خودش بهترین ثابتکنندهی این است که طراحیام جواب داده است!»


یک راه حل روان برای یک فضای کوچک



پس از آن که طرح تخت نهایی شد، پمبرتون ایدهی گرد کردن لبههای آن را به ذهنش رسید. او توضیح میدهد که تخت فضای نسبتاً زیادی را اشغال میکند و وقتی کسی در اتاق رفتوآمد میکند، مطمئناً دوست ندارد ساقِ پایش به گوشههای تیز آن بخورد؛ ضمن این که این کار، حالتِ سرگرمکنندهتری هم به فضا میدهد. او این ایده را در مورد میزِ تحریر و واحدِ گوشهایِ توکار هم به کار برد و گفت که میخواست خشکیِ خطوطِ هندسیِ قفسهها و کمد را با انحناهای نرم متعادل کند؛ چون ترکیبِ قوسها با شکلهای شبکهای، جلوهی بسیار زیبایی ایجاد میکند.
جایی برای لذت بردن از نور


ارتفاع طاقچهی پنجره بهطور تصادفی دقیقاً مناسب بود تا یک صندلیِ اضافه در آن جا تعبیه شود که – درست حدس زدید – زیر آن هم فضای ذخیرهسازی دارد. سه کشوی این صندلی جای کارتهای پوکمون، سالنامههای فوتبال و کتابهای برچسبیِ پسرک را گرفته است. خودِ پنجره که از جنس یوپیویسی بود نیازی به تعویض نداشت، بنابراین فقط با یک لایه رنگِ اسپری، آن را هماهنگ با تختههای چوبیِ کف اتاق کردند. این صندلیِ کنار پنجره نه تنها جایِ مورد علاقهی دوستان پسر بچه برای نشستن شده، بلکه حالا گربهی خانواده هم آن را بهعنوان بهترین نقطه برای لم دادن و جمع شدن انتخاب کرده است.
سقفی خارقالعاده


اولین چیزی که پمبرتون برای این پروژه خرید، یک چراغِ سقفیِ کرومی به سبکِ اسپوتنیک (ماهوارهی روسی) بود که در یک حراجی پیدا کرده بود. این چراغِ قدیمی، بازوهای متحرکی دارد که باعث میشود لامپهای آینهایِ آن را به هر زاویهای که بخواهید بچرخانید. او توضیح میدهد که عاشقِ حالتِ مجسمهوارِ این چراغ است و دوست دارد نگاهِ بیننده را به سمت بالا و فضای سقف جلب کند. به اعتقاد او، سقفها معمولاً نادیده گرفته میشوند، به همین خاطر دوست دارد روی آنها از رنگ استفاده کند، چون بهقول خودش «تعهد به رنگکردنِ سقف از دیوار راحتتر است». او برای متعادلکردنِ طیفِ آبیِ موجود در اتاق، رنگِ «بلوط» را از برندِ «لیتل گرین» انتخاب کرد.
کفی که با گربهها جور درمیآید
سلیقهی خانواده بیشتر به سمتِ مدرن بودن میرفت، بنابراین کفپوشِ چوبیِ سنتی را نمیخواستند. از طرفی فرشِ حلقهای هم به خاطرِ گربهشان گزینهی مناسبی نبود. پمبرتون میدانست که جوابِ کار، استفاده از کفپوشِ لاستیکی است؛ چون هم زیرِ پا نرم و لطیف است (کمی شبیه راهرفتن روی چرم)، هم بسیار بادوام است و بهراحتی تمیز میشود. او قبلاً هم از این نوع کفپوش (که از شرکتِ Colour Flooring تهیه میکند) زیاد استفاده کرده، اما این اولین باری بود که از این رنگِ روشن و خنثی بهره میبرد.
دیواری از جنس چوبِ پنبه (کرک) برای آینده


استفاده از تختهها و دیوارهای پنبهای در اتاقهای کودکان، یکی از کارهای همیشگیِ پمبرتون است. او توضیح میدهد که چوبِ پنبه مادهای فوقالعاده است، چون بچهها هر وقت که سلیقه یا علاقهشان تغییر کند، میتوانند پوسترها یا عکسهای جدید را به راحتی روی آن سنجاق کنند. او تأکید میکند که برای اینکه بتوان روی این دیوارها سنجاق زد، ضخامتشان باید حداقل از یک چهارم اینچ (حدود ۶ میلیمتر) بیشتر باشد. در این اتاق، دیوارِ پنبهای دورِ گوشهی میزِ تحریر و یک طرف دیوارِ کنار کمدها را پوشانده؛ جایی که با استفاده از سنجاقهای درشت، عملاً نقش یک تختهی آویز را بازی میکند. این دیوار هم جای مناسبی برای آویزان کردن راکتهای پدل فراهم کرده و هم مدالهای ورزشیِ پسرک را میتوان با افتخار به آن آویخت.






