«رابین هلر» طراح داخلی و یکی از بنیانگذاران دفتر «محاط در رنگ» در شهر بالتیمور، پنج سال در خانهای زندگی میکرد که حمام اصلیاش «بسیار براق و سنگمرمری» بود تا این که ناگهان ایدهای به ذهنش رسید. او هنگام سفر با همسرش در کیوتوی ژاپن، به فروشگاهی برخوردند که به گفتهٔ هلر «فقط چهار رنگ خاص داشت»: یک خاکستری سیمانی به همراه طیفی از سبزهای زمردی، نئونی و فیروزهای. هلر میگوید این ترکیب رنگ آنقدر رویش تأثیر گذاشت که شیفتهاش شد؛ تا جایی که شریک کاریاش، «جن لوی»، هنوز لحظهٔ بازگشت هلر از آن سفر را به خاطر دارد و میگوید: «یادم هست که برگشتی و گفتی تصمیم گرفتم حمام را عوض کنم.»
هلر و همسرش وقتی از کالیفرنیا به مریلند نقل مکان کردند، این خانهٔ یکطبقه با معماری دههٔ ۱۹۵۰ را بدون بازدید خریده بودند و حمامِ نسبتاً نوسازش را به ارث برده بودند. این حمام کاربردی بود و با مصالح خوبی ساخته شده بود، برای همین اولویتِ آخر لیست کارهایشان شد و سالها همان طور ماند. هرچند اجزای اولیهٔ خوبی داشت، اما حالوهوای فضا برای هلر رضایتبخش نبود: «به شدت احساس میکردم این فضا رنگ و هیجان ندارد، درحالی که من در هر گوشهای از خانه به این حس نیاز دارم.» در ادامه، داستان این را میخوانید که چطور او این حس را به این حمام ۱۳۵ فوتمربعی (حدود ۱۲٫۵ مترمربع) اضافه کرد.
هیچوقت برای بازسازی عجله نکنید.

هلر میگوید: «ما همیشه به مشتریهایمان این را میگوییم، اما واقعاً چیز خوبی است که مدتی با خانهای که خریدهاید زندگی کنید.» خودش هم در طول این چند سال، به مرور زمان متوجه شد که از کمدهای جداگانهٔ حمام، صفحههای سنگی، آینههای دیواری، کاشیهای بخش دوش و چیدمان کلی فضا راضی است. به گفتهٔ خودش: «اگر همان اولِ ورود دست به کار شده بودم، احتمالاً همهچیز را خراب میکردم و از صفر شروع میکردم.» اما در نهایت، بازسازیِ این حمام به جای تخریب کامل، به این شکل درآمد که تمام بخشهایی که هنوز وضعیت خوبی داشتند، حفظ شوند و او فقط بدون این که به آن اجزا دست بزند، رنگ و حالوهوای تازهای به فضا اضافه کند.

هلر در مورد تعویض شیرآلات و چراغهای سقفی تردید داشت، اما شریک کاریاش، لوی، به او گفت که اول صبر کند و ببیند بعد از انجام باقی تغییرات چه حسی به این اجزا پیدا میکند. نتیجهاش را میدانید؟ هر دو در نهایت در طرح جدید ماندند. همان چیزهایی که قبلاً قدیمی و شاید نامناسب به نظر میرسیدند، ناگهان خاص و دوستداشتنی شدند.
از رنگ دیوار شروع کنید.

لوی که مسئولیت تغییر رنگ دیوارها را بر عهده داشت، میگوید: «رنگ سفید مهمترین رنگ است. من این را یک میلیون بار هم تکرار میکنم.» او رنگ دیوار را از آن تهرنگ خاکستریای که با کابینتها هماهنگ بود، به رنگ «قهوهٔ سوئیس» از برند بنجامین مور تغییر داد. نتیجه، فوراً روشنتر شدن فضا و تغییر نحوهٔ هماهنگی رنگهای دیگر در حمام بود. گاهی اوقات تغییر دادن آشکارترین و کمهزینهترین سطح، بیشترین تأثیر را دارد.
با یراقآلاتِ کاملاً جدید، حالوهوای فضا را عوض کنید.

هلر دستههای ۸ اینچی (حدود ۲۰ سانتیمتری) کابینتها را برداشت و به جای آنها دستگیرههای گرد و درشت از برند «هاوکینز نیویورک» نصب کرد. این کار یک دفعه فضایی مجسمهوار و بازیگوشانه خلق کرد. هلر با خنده میگوید: «این دستگیرهها خیلی درشت هستند و من عاشقشان هستم.» استفاده از همان سوراخهای قبلی فقط یک انتخاب از سرِ راحتی نبود، بلکه فاصلهٔ زیاد بین دستگیرهها، به کابینتهای سادهٔ حمام، جلوهای مدرن و امروزی بخشیده است.
همیشه کاشیِ رویاییتان را بخرید.

علاقهٔ هلر به یک کاشیِ موزاییکیِ تراورتنِ قرمز از برند «کله» به قبل از سفرش به ژاپن برمیگشت. به همین دلیل، حتی اگر این کاشی با پالتِ رنگیِ خنثی و الهامگرفتهشده از کیوتو هماهنگ نبود، باز هم آن را خرید—با وجود قیمتِ گزاف و زمانِ ۱۸ هفتهای که برای سفارش و تحویل نیاز داشت. اما جالب اینجاست که وقتی این کاشیِ قرمز را با طیفهای سبز ترکیب کرد، فضا را به طبیعت نزدیکتر کرد و رنگی شد که یادآورِ سایههای حیاطی بود که از پنجره دیده میشود.
به سراغ رنگ سبز بروید.


برای اینکه هلر بتواند رنگهایی را که در ژاپن دیده بود، به حمام بیاورد، تیم طراحی با یک نجار محلی هماهنگ کرد تا پنلهایی از چوبِ کاجِ داگلاسِ بازیافتی تهیه کند و آنها را برای دیوارهای توالت و دورِ وان به کار ببرد. این چوبها را با رنگِ سبزِ زمردیِ پررنگ و روغنِ بذرِ کتانِ نعنایی رنگآمیزی و آببندی کردند. حولههای سبزِ جنگلی از برند «تکلا»، چهارپایهٔ فیروزهای از «فراما» و یک اثر هنری از دوستشان «کولن هرمن» هم پالتِ رنگیِ این فضا را کامل کردند.
به جای پردههای معمولی، از پردههای کوتاهِ کافهای استفاده کنید.

یکی از چیزهایی که در حمام قبلی به وضوح کار نمیکرد، پردۀ رومیِ پنجره بود. چون پنجره رو به راهروی ورودی ماشین بود، هلر تقریباً همیشه آن را پایین میگذاشت و در نتیجه نور طبیعیِ زیادی به داخل نمیآمد. اما راهحل سریع و امتحانپسنداش این بود: یک پردۀ کوتاهِ کافهای. هلر میگوید: «این یک کار واقعاً تجربهی آن حمام را کاملاً عوض کرد. فقط همین یک چیز.»
او از یک دوست خواست تا این پرده را با پارچۀ برند «ووتسا» بدوزد و یک تُکه رنگِ نئونی هم به آن اضافه کند. اگر دقت کنید، دو جزئیاتِ سفارشیِ دیگر هم میبینید: میلۀ پرده از همان چوبِ سبزِ زمردیِ دیوارهای توالت ساخته شده و از همان پارچۀ ووتسا برای ساختِ کوسنِ چهارپایه هم استفاده شده است.هلر اصلاً پشیمان نیست که پنج سال برای بازسازی صبر کرده است. برعکس، خوشحال است که الهامبخشی در زمان و مکانِ مناسب به سراغش آمده است






